امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1136

1. با پسته میگون تو شکر چه کند کس؟

2. با خنده میمون تو گوهر چه کند کس؟

3. با روی خود آیینه برابر منه، آیراک

4. خورشید بر آیینه برابر چه کند کس؟

5. چون روی توام نیست، جهان را، چه کنم من؟

6. بی دیدن رویت به جهان در چه کند کس؟

7. جایی که حدیث لب شیرین تو گویند

8. نادیده حدیث از لب کوثر چه کند کس؟

9. ور زلف تو صد جور کند بر دل عاشق

10. ای ترک، بدان هندوی کافر چه کند کس؟

11. با چشم جفا کار تو گویم که جفا کن

12. گوید من از اینها نکنم گر، چه کند کس؟

13. بسیار بکوشم که رسم من به تو، لیکن

14. با بخت بد و گردش اختر چه کند کس

15. گفتی که فلان جهد نکرد از پس وصلم

16. خون کرد دل سوخته، دیگر چه کند کس

17. خسرو که فدا کرد دل و جان ز پی تست

18. ورنه دل ز جان هر دو فنا بر چه کند کس


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آتشین خوی مرا پاس دل من نیست نیست
* برق عالم سوز را پروای خرمن نیست نیست
شعر کامل
رهی معیری
* نگشاید فقیر روزۀ خویش
* جز به نان جوین و ترّه و دوغ
شعر کامل
جامی
* کسی که دست به زلف دراز او دارد
* چرا به دامن این عمر مختصر چسبد؟
شعر کامل
صائب تبریزی