امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1389

1. ابر بهار باران، وین چشم خونفشان هم

2. بلبل به باغ نالان، عاشق به صد فغان هم

3. صحرا و بوستان خوش، وین جان زار مانده

4. ناسایدی به صحرا، در باغ و بوستان هم

5. باز آ که شهر بی تو تاریک و تیره باشد

6. در شهر بی تو نتوان، والله که در جهان هم

7. نامم نشانه ای شد در تهمت ملامت

8. ای کاشکی نبودی نام من و نشان هم

9. این است مردن من، ای خیره کش، که هستی

10. ز آب حیات خوشتر، وز عمر جاودان هم

11. خواهی به دیده بنشین، خواهی به سینه جا کن

12. سلطان هر دو ملکی، این زان تست و آن هم

13. گفتی « به حجت خط شد ملک من دل تو»

14. گر راست پرسی از من، جانان تویی و جان هم

15. صد منت از تو بر من کز دولت جمالت

16. بدنام شهر گشتم، رسوای مردمان هم

17. شد نرخ بنده خسرو از چشم تو نگاهی

18. گر این قدر نیرزد، بنده به رایگان هم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بر هر مژه خونی که مرا درتن بود
* چون دانهٔ نار بر سر سوزن بود
شعر کامل
انوری
* به نصیحتگر دل شیفته می‌باید گفت
* برو ای خواجه که این درد به درمان نرود
شعر کامل
سعدی
* شوری از ناله مجنون به بیابان افتاد
* که دل از سینه لیلی ره صحرا برداشت
شعر کامل
صائب تبریزی