امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1947

1. هر شبم کآهم به عالم دم زدی

2. آتش اندر خرمن عالم زدی

3. سوخت جانم را غم و غم سوختی

4. ذره ای سوز من ار بر غم زدی

5. گر دلم را دست بودی بر فلک

6. دیده ای سقفش که چون برهم زدی

7. زین زبان دانی اگر جم بودمی

8. آسمانم بوسه بر خاتم زدی

9. در تن خاکی و سلطانی بدی

10. خاک پایم آسمان را کم زدی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* اگر آن گنج گران می‌طلبی رنج ببر
* گل مپندار که بی‌زحمت خاری باشد
شعر کامل
اوحدی
* که می آید به سرقت دل ما جز پریشانی؟
* که می پرسد به غیر از سیل راه منزل ما را؟
شعر کامل
صائب تبریزی
* عیب شیرین دهنان نیست که خون می‌ریزند
* جرم صاحب نظرانست که دل می‌بندند
شعر کامل
سعدی