امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 378

1. بتی کز ویم رو به دیوانگی ست

2. اگر جان توان برد فرزانگی ست

3. زدم دی به زنجیر گیسوش دست

4. مرا گفت، باز این چه دیوانگی ست

5. دلم برد بر بوسه پروانه وار

6. ستد جان که این حق پروانگی ست

7. درونم پر از یار گشت و هنوز

8. ازان سو که یارست بیگانگی ست

9. نگارا، خیال ترا مدتی ست

10. که با مردم دیده همخانگی ست

11. مرا کشتی آخر تراکس نگفت؟

12. که بیچاره کشتن نه مردانگی ست

13. شد از عشق خال تو خسرو هلاک

14. چو مرغی که مرگش زبی دانگی ست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هیچ دانی که چرا پسته چنان می‌خندد
* زانکه گفتم که بدان پسته دهن می‌مانی
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* قدم زنند بزرگان دین و دم نزنند
* که از میان تهی بانگ می‌کند خشخاش
شعر کامل
سعدی
* انگور سیاهست و چوماهست و عجب نیست
* زیرا که سیاهی صفت ماه روانست
شعر کامل
منوچهری