امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 382

1. بهار آمد و گلهای بوستان بشکفت

2. به خوش دلی و طرب روی دوستان بشکفت

3. بدان صفت که گل از باد نشکفد به چمن

4. ز باده باده کشان را بهار جان بشکفت

5. به دیده پرس که آبش چو آب در غلطید

6. ز می چو عارض خوبان دلستان بشکفت

7. گل از شراب بدانسان که بشکفد در جام

8. به کوی دوست گل از خون عاشقان بشکفت

9. بتان بترس قدم می نهند بر لاله

10. که همچو شعله آتش به بوستان بشکفت

11. ز بس که غنچه دم بسته از صبا دم زد

12. درون پوست نگنجید و در زمان بشکفت

13. چنان که گل به خوی مصطفی شکفت به خاک

14. رخم ز سوزن خاک ره بتان بشکفت

15. نسیم مشک جهان گیر شد، چو خسرو را

16. ز یاد مدحت تو غنچه در دهان بشکفت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شراب خورده و خوی کرده می‌روی به چمن
* که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت
شعر کامل
حافظ
* ضرورتست که نیک کند کسی که شناخت
* که نیکی و بدی از خلق داستان ماند
شعر کامل
سعدی
* تو قلب سپه را به‌آیین بدار
* من اکنون پیاده کنم کارزار
شعر کامل
فردوسی