امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 719

1. گر دل عاشقم از عشق تو رنجور شود

2. کلبه جان ز بلاهای تو معمور شود

3. هست روشن به رخت دیده، اگر خاک رهت

4. باز در دیده کشم، نور علی نور شود

5. گشت اعمی، چو خط سبز ترا دید رقیب

6. چشم افعی چو زمرد نگرد، کور شود

7. حالیا چشم تو مست است، چها می کند او؟

8. آه، اگر غمزه زنان آید و مخمور شود

9. گفت لعلت به تبسم که دل از ما برگیر

10. از عسل، امر محال است، مگس دور شود

11. می رود جان به سر کوی تو دیدار طلب

12. موسی، آری، طلبد وصل که بر طور شود

13. جان من روی تو شد، ای خوشی جانم، اگر

14. خسرو سوخته از وصل تو مسرور شود!


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عاقلان خوشه چین از سر لیلی غافلند
* این کرامت نیست جز مجنون خرمن سوز را
شعر کامل
سعدی
* خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان
* زین فتنه‌ها که دامن آخرزمان گرفت
شعر کامل
حافظ
* رهنوردانی که چون خورشید تنها می روند
* از زمین پست بر اوج ثریا می روند
شعر کامل
صائب تبریزی