امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 755

1. سرو در باغ اگر همچو تو موزون خیزد

2. ای بسا ناله که از بلبل مفتون خیزد

3. نیک بختی که تواند به تو دیدن هر روز

4. شادمان خسپد و بر طالع میمون خیزد

5. ساکنان سر کوی تو نباشند به هوش

6. کان زمینی ست که از وی همه مجنون خیزد

7. نیک خواهان به سر پند و من بدخو را

8. هر دم اندیشه و سودای دگرگون خیزد

9. صبرم از روی نگارین تو فرماید خلق

10. وه که این کار ز دست چو منی چون خیزد؟

11. سوز عشقم چو ز دل خواست، بگفتم به طبیب

12. گفت این علت از آنهاست که از خون خیزد

13. اشک خسرو همه خون است و حذر زین دریا

14. کاین نه موجی ست که از دجله و جیحون خیزد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چون طره عنبر شکنش در شکن افتد
* از سنبل تر سلسله برنسترن افتد
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* عالم شهر گو مرا وعظ مگو که نشنوم
* پیر محله گو مرا توبه مده که بشکنم
شعر کامل
سعدی
* شقایق سوختی دایم سپندش
* که از چشم خسان ناید گزندش
شعر کامل
وحشی بافقی