انوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 106

1. زلفت چو به دلبری درآمد

2. بس کس که ز جان و دل برآمد

3. هم رایت خوشدلی نگون شد

4. هم دولت بی‌غمی سر آمد

5. دل گم نشود در آنچنان زلف

6. کز فتنه جهان به هم برآمد

7. کاندیشه به حلقه‌ایش درشد

8. کم گشت و چو حلقه بر در آمد

9. چشم سیه سپید کارت

10. در کار چنان سیه‌گر آمد

11. کز کبر به دست التفاتش

12. پهلوی زمانه لاغر آمد

13. چنان حذر من از غم تو

14. آوخ که غم تو بهتر آمد

15. در موکب ترکتاز غمزه‌ت

16. بشکست در دل و درآمد

17. بی‌رنگ رخ تو چون برد حسن

18. ماه آمد و در برابر آمد

19. هر خط که خریطه‌دار او داشت

20. در حسن همه مزور آمد

21. حسن تو چو شعر انوری نیز

22. گویی به مزاج دیگر آمد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
* کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
شعر کامل
مولوی
* غنچه را پیش دهان تو صبا خندان یافت
* آنچنان بر دهنش زد که دهن پر خون شد
شعر کامل
سلمان ساوجی
* تو را اگر نفسی ماند جز که عشق مکار
* که چیست قیمت مردم هر آنچ می‌جوید
شعر کامل
مولوی