انوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 183

1. تا رنگ مهر از رخ روشن گرفته‌ام

2. بی‌رنگ او ببین که چه شیون گرفته‌ام

3. دریای من غذای دل تنگ من شدست

4. دریای کشتیی که به سوزن گرفته‌ام

5. آهن دلا دلم ز فراق تو بشکند

6. کو را به دست صبر در آهن گرفته‌ام

7. یک روز دامن تو بگیرم که چند شب

8. در تو به اشک خویش به دامن گرفته‌ام

9. تا خود مرا ز بهر تو بودست دوستی

10. زان بی‌تو خویشتن را دشمن گرفته‌ام

11. ترسم که جان من کم من گیرد از جهان

12. کز جملهٔ جهان کم جان من گرفته‌ام


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* رزق اگر بر آدمی عاشق نمی باشد، چرا
* از زمین گندم گریبان چاک می آید برون؟
شعر کامل
صائب تبریزی
* حدیث عشق به طومار در نمی‌گنجد
* بیان دوست به گفتار در نمی‌گنجد
شعر کامل
سعدی
* چون گدایی چیز دیگر نیست جز خواهندگی
* هرکه خواهد گر سلیمانست و گر قارون گداست
شعر کامل
انوری