انوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 88

1. مرا صوت نمی‌بندد که دل یاری دگر گیرد

2. مرا بیکار بگذارد سر کاری دگر گیرد

3. دل خود را دهم پندی اگرچه پند نپذیرد

4. که بگذارد هوای او هواداری دگر گیرد

5. ازو دوری نیارم جست ترسم زانکه ناگاهی

6. خورد زنهار با جانم وفاداری دگر گیرد

7. اگر زان لعل شکربار بفروشد به جان مویی

8. رضای او بجوید جان خریداری دگر گیرد

9. گل باغ وصالش را رها کردم به نادانی

10. به جای گل ز هجر او همی خاری دگر گیرد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ناصحا، بیهوده می‌گویی که دل بردار ازو
* من به فرمان دلم کی دل به فرمان من‌ست؟
شعر کامل
هلالی جغتایی
* هر آن باغی که نخلش سر بدر بی
* مدامش باغبون خونین جگر بی
شعر کامل
باباطاهر
* در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
* من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
شعر کامل
سعدی