اسدی توسیگرشاسپ نامه (فهرست)

شمارهٔ 37-رفتن گرشاسب به زمین سرندیب

1. دگر روز مهراج گردنفراز

2. بسی کشتی آورد هر سو فراز

3. به ایرانیان داد کشتی چو شست

4. دگر کشتی او با سپه بر نشست

5. ز کشتی شد آن آب ژرف از نهاد

6. چو دشتی در آن کوه تازان ز باد

7. تو گفتی که کیمخت هامون چو نیل

8. به حمله بدرّد همی زنده پیل

9. چو پیلی به میدان تک زودیاب

10. ورا پیلبان با دو میدانش آب

11. تکش تیز و رفتنش بی دست و پای

12. نه خوردنش کام و نه خفتنش رای

13. فزون خم خرطومش از سی کمند

14. ز دندانش بر پشت ماهی گزند

15. به رفتن برآورده پر مرغ وار

16. همی ره به سینه خزیده چو مار

17. گهی حلقه خرطومش اندر شکم

18. گهی بسته با گاو و ماهی به هم

19. یکی دشتش از پیش سیماب رنگ

20. سراسر چو پولاد بزدوده زنگ

21. زمینی بمانند گردان سپهر

22. درو چون در آیینه دیدار چهر

23. بیابانی آشفته بی سنگ و خاک

24. مغاکش گهی کوه و گه کُه مغاک

25. یکی دشت سیمین بی آتش به جوش

26. گه آسوده از نعره گه با خروش

27. بدیدن چنان کابگینه درنگ

28. ز شورش چو کوبند بر سنگ سنگ

29. دوان او در آن دشت و راه دراز

30. گهی شیب تازنده گاهی فراز

31. گهی چون یکی خانه در ژرف غار

32. گهی چون دژی از بر کوهسار


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد
* صبر و آرام تواند به من مسکین داد
شعر کامل
حافظ
* همه دانش ما به بیچارگیست
* به بیچارگان بر بباید گریست
شعر کامل
فردوسی
* پس از مرگ از زمین مرقدم مردم گیا روید
* مرا هرگز نسازد خاک پنهان، دانۀ عشقم
شعر کامل
حزین لاهیجی