اسدی توسیگرشاسپ نامه (فهرست)

شمارهٔ 70-صفت بت معلق در هوا

1. هم از ره دگر شهری آمد به پیش

2. درو نغز بتخانه ز اندازه بیش

3. یکی بتکده در میان ساخته

4. سر گنبدش بر مه افروختته

5. همه بوم و دیوار او ساده سنگ

6. تهی پاک از آرایش و بوی و رنگ

7. بتی ساخته ماه پیکر دروی

8. برهنه نه زرّ و نه زیور بروی

9. میان هوا ایستاده بلند

10. نه زیرش ستون و نه زافزار بند

11. بسی پیکر مردم ومرغ و باز

12. ز گردش میان هوا پرّ باز

13. گروهی شمن گرد او انجمن

14. سیه شان تن و دل سیه تر ز تن

15. گرفته همه لکهن و بسته روی

16. که و مه زنخ ساده کرده ز موی

17. چنان بُد مر آن بی رهان را گمان

18. که هست او خدای آمده ز آسمان

19. فرشتست گردش بپر هر که هست

20. بفرمانش استاده ایزد پرست

21. کسی را که بودی به چیزی هوا

22. چو زو خواستی کردی ایزد روا

23. از آهن بُد آن بت معلق به جای

24. همان خانه از سنگ آهن ربای

25. ازآن بُد میان هوا داشته

26. که سنگش همی داشت افراشتته


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر
* به بند و دام نگیرند مرغ دانا را
شعر کامل
حافظ
* لب به هر طعمه میالای که دندان شکند
* بر سر خوان فرومایه ز پالودۀ قند
شعر کامل
جامی
* به هیچ دور نخواهند یافت هشیارش
* چنین که حافظ ما مست باده ازل است
شعر کامل
حافظ