عطار_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 579

1. دردا که ز یک همدم آثار نمی‌بینم

2. دل باز نمی‌یابم دلدار نمی‌بینم

3. در عالم پر حسرت بسیار بگردیدم

4. از خیل وفاداران دیار نمی‌بینم

5. در چار سوی عالم شش گوشهٔ توتویش

6. یک دوست نمی‌بینم یک یار نمی‌بینم

7. بسیار وفا جستم اندک قدم از هرکس

8. در روی زمین اندک بسیار نمی‌بینم

9. چندان که در آن وادی کردم طلب یک گل

10. در عرصهٔ این وادی جز خار نمی‌بینم

11. تا چند درین وادی بر جان و دلم لرزم

12. کانجا به دو جود جان را مقدار نمی‌بینم

13. تا چند ز نادانی دیوان جهان دارم

14. چون مورد درین دیوان جز مار نمی‌بینم

15. هر روز ازین دیوان صد غم برما آید

16. دردا که درین صد غم غمخوار نمی‌بینم

17. گر زانکه اثر بودی در روی زمین کس را

18. زانگونه اثر کم شد کاثار نمی‌بینم

19. عطار دلت بر کن از کار جهان کلی

20. کز کار جهان یک دل بر کار نمی‌بینم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
* حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
شعر کامل
حافظ
* آنچه دیدی بر قرار خود نماند
* وینچه بینی هم نماند بر قرار
شعر کامل
سعدی
* لقای تو چو نباشد بقای عمر چه سود
* پناه تو چو نباشد سپر چه سود کند
شعر کامل
مولوی