عطار_منطق‌الطیربیان وادی حیرت (فهرست)

شمارهٔ 3-مادری که بر خاک دختر می‌گریست

1. مادری بر خاک دختر می‌گریست

2. راه بینی سوی آن زن بنگریست

3. گفت این زن برد از مردان سبق

4. زانک چون ما نیست و می‌داند به حق

5. کز کدامین گم شده ماندست دور

6. وز که افتادست زین سان نا صبور

7. فرخ او چون حال می‌داند که چیست

8. داند او تا بر که می‌باید گریست

9. مشکل آمد قصهٔ این غم زده

10. روز و شب بنشسته‌ام ماتم زده

11. نه مرا معلوم تا در درد کار

12. بر که می‌گریم چو باران زار زار

13. من نه آگاهم چنین گریان شده

14. کز که دور افتاده‌ام حیران شده

15. این زن از چون من هزاران گوی برد

16. زانکه از گم گشتهٔ خود بوی برد

17. من نبردم بوی و این حسرت مرا

18. خون بریخت و کشت در حیرت مرا

19. در چنین منزل که شد دل ناپدید

20. بل که هم شد نیز منزل ناپدید

21. ریسمان عقل را سر گم شدست

22. خانهٔ پندار را در گم شدست

23. هرکه او آنجا رسد سرگم کند

24. چار حد خویش را در گم کند

25. گر کسی اینجا رهی دریافتی

26. سر کل در یک نفس دریافتی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آن که بر نسترن از غالیه خالی دارد
* الحق آراسته خلقی و جمالی دارد
شعر کامل
سعدی
* چو بستی کمر بر در راه آز
* شود کار گیتیت یکسر دراز
شعر کامل
فردوسی
* شگفت نیست دلم چون انار اگر بکفد
* که قطره قطره خونش به ناردان ماند
شعر کامل
سعدی