عطار_مختارنامهباب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع (فهرست)

شمارهٔ 68

1. شمع آمد و گفت: زاتش افسر دارم

2. هر لحظه به نو سوزش دیگر دارم

3. تا چند به هر جمع من بی سر و پای

4. در پای افتم از آنچه در سر دارم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بفرمان اویست گردان سپهر
* ازو بازگسترده هرجای مهر
شعر کامل
فردوسی
* عود اگر دود کند، بر سر آن، دامن پوش
* تا ندانند، که در مجلس ما خامی هست
شعر کامل
سلمان ساوجی
* هر چند که زلف تو سپاهیست جهانگیر
* هر روز پریشان نتوان کرد سپه را
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی