عطار_مختارنامهباب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع (فهرست)

شمارهٔ 68

1. شمع آمد و گفت: زاتش افسر دارم

2. هر لحظه به نو سوزش دیگر دارم

3. تا چند به هر جمع من بی سر و پای

4. در پای افتم از آنچه در سر دارم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* غبار تن نگیرد دامن دلهای قدسی را
* قفس بر مرغ وحشی شهپر پرواز می گردد
شعر کامل
صائب تبریزی
* چون نار کند شق دل مینای فلک را
* این باده پر زور که در ساغر عشق است
شعر کامل
صائب تبریزی
* جای دل در سینه صد پاره دارم آتشی
* شعله را چون گل درون پیرهن پیچیده ام
شعر کامل
رهی معیری