عطار_مصیبت نامهبخش بیست و یکم (فهرست)

شمارهٔ 12-الحكایة و التمثیل

1. نان پزی دیوانه و بیچاره شد

2. وز میان نان پزان آواره شد

3. شهر میگشتی چو پی گم کردهٔ

4. گردهٔ میخواستی بی کردهٔ

5. سایلی پرسید ازو کای حیله جوی

6. گردهٔ بی کرده چون باشد بگوی

7. گفت تا من پختمی یک گرده نان

8. گردهٔ نو در رسیدی همچنان

9. تا بپختی گردهٔ ای بیخبر

10. در بر ریشم نهادندی دگر

11. چون سری پیدا نبد این گرده را

12. سر بگردید از جنون این مرده را

13. بر دلم چیزی درآمد از اله

14. گفت صد گرده مپز یک گرده خواه

15. روز تا شب گردهٔ نان میبست

16. گردهٔ آخر رسد از صد کست

17. خوش خوشی میرو میانراه تو

18. گردهٔ بی کردهٔ میخواه تو

19. چارهٔ صد گرده میبایست کرد

20. تا مرا یک گرده میبایست خورد

21. این زمان هر روز شکر میخورم

22. به زنان صد چیز دیگر میخورم

23. گرترا نان نرسد از حق زان بود

24. تادلت پیوسته سرگردان بود

25. زانکه گر سرگشتهٔ نان خواهدش

26. ندهدش نان زانکه گریان خواهدش


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* زعشق لاله رویان داغ جانسوزی است عاشق را
* که سردیهای دوران مرهم کافور می گردد
شعر کامل
صائب تبریزی
* دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
* دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
شعر کامل
حافظ
* عاشق از بار لباس عاریت آسوده است
* بید مجنون را کلاه و جامه از موی خودست
شعر کامل
صائب تبریزی