عطار_مصیبت نامهبخش سی و ششم (فهرست)

شمارهٔ 3-الحكایة و التمثیل

1. غافلی میشد بصحرا روز برف

2. دید مردی را ز مردان شگرف

3. برف میرفت آن بزرگ و میگذشت

4. دانه میپاشید در صحرا ودشت

5. برف در گرمی چو آتش میفشاند

6. مرغکان را دانهٔ خوش میفشاند

7. غافل او را گفت ای بس بی خبر

8. نیست وقت کشت این ناید ببر

9. در چنین فصلی که کارد دانهٔ

10. ور کسی کارد بود دیوانهٔ

11. مرد گفتش این چه گویم زشت نیست

12. کشت اینست و جزین خود کشت نیست

13. وقت کشت من کنونست ای پسر

14. گر تو نشناسی جنونست ای پسر

15. این زمین کاین تخم افکندم درو

16. از سرشکم آب میبندم درو

17. آن درو چون وقتش آید من کنم

18. وان زمین را گاو در خرمن کنم

19. تا بکی از خام بودن سوز کو

20. چند از تاریکی شب روز کو

21. ای نمازت نانمازی آمده

22. پاک بازی تو بازی آمده

23. چون نماز تو چنین پرتفرقهست

24. ترک کن کاین نیست ادااین مخرقهست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عاقبت این خانه ها ماتم سرایی می شود
* زعفران گر جای برگ کاه در گل می کنی
شعر کامل
صائب تبریزی
* از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم
* همچو پروانه که می‌سوزم و در پروازم
شعر کامل
سعدی
* آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل
* در دامنش آویز که با وی خبری هست
شعر کامل
عرفی شیرازی