عطار_مصیبت نامهبخش چهارم (فهرست)

شمارهٔ 4-الحكایة و التمثیل

1. آن یکی دیوانه برگوری بخفت

2. از سر آن گور یک دم مینرفت

3. سائلی گفتش که تو آشفتهٔ

4. جملهٔ عمر از چه اینجا خفتهٔ

5. خیز سوی شهر آی ای بیقرار

6. تا جهانی خلق بینی بیشمار

7. گفت این مرده رهم ندهد براه

8. هیچ میگوید مرو زین جایگاه

9. زانکه از رفتن رهت گردد دراز

10. عاقبت اینجات باید گشت باز

11. شهریان را چون بگورستانست راه

12. من چه خواهم کرد شهری پرگناه

13. میروم گریان چو میغ از آمدن

14. آه از رفتن دریغ از آمدن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عارض از کافور و زلف از مشک داشت
* لعل سیراب از لبش لب خشک داشت
شعر کامل
عطار
* بار محبت از همه باری گران‌تر است
* و آن کس کشد که از همه کس ناتوان‌تر است
شعر کامل
فروغی بسطامی
* کس زبان چشم خوبان را نمی داند چو ما
* روزگاری این غزالان را شبانی کرده ایم
شعر کامل
صائب تبریزی