بیدل دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1224

1. بازم از شرم سجود امشب عرق بیتاب شد

2. لآستان او به یاد آمد جبیبم آب شد

3. تا قیامت بر‌نمی‌آیم ز شرم ناکسی

4. داشتم گرد سرش گردیدنی گرداب شد

5. عجز بردیم و قبول بار رحمت بافتیم

6. آنچه اینجا کاسد ما بود آنجا باب شد

7. حرص پهلوها تهی‌کرد ازحضور بوریا

8. در خیال‌خوب مخمل عالمی بیخواب شد

9. آنقدرها نیست این پست و بلند اعتبار

10. صنع‌ تصحیفی است‌ گر بواب ما نواب شد

11. تا قوا سستی ندارد این تعلقها بجاست

12. با گسستن بست‌ پیمان رشته چون بیتاب شد

13. گر گذشتن شد بقین بگذر ز تدبیر جسد

14. فکرکشتی چیست هرگاه آبها پایاب شد

15. دانه مهری بود بر طومار وهم شاخ و برک

16. دل ز جمعیت‌گذشت و عالم اسباب شد

17. زندگی‌ گر عبرت‌ آهنگ همین ‌شور و شر است

18. چون نفس نتوان به ساز ما و من مضراب شد

19. خاک گردیدبم اما رمز دل نشکافتیم

20. در پی این دانه چندین آسیا بی‌آب شد

21. جستجوی رفتگان سر بر هوا کردیم حیف

22. پیش ما بود آنچه ما را در نظر ناباب شد

23. قامتت خم‌گشت بیدل ناگزیر سجده باش

24. ناتوانی هر کجا بی‌پرده شد محراب شد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* از غرور بی نیازی بارها بال هما
* بر سر من سایه افکنده است و سر پیچیده ام
شعر کامل
صائب تبریزی
* چشم و لب پیش من آور چو رسد باده به من
* تا بود نقل مرا شکر و بادامی چند
شعر کامل
عبید زاکانی
* از سر شمشیر و از نوک قلم زاید هنر،
* ای برادر، همچو نور از نار و نار از نارون
شعر کامل
ناصرخسرو