بیدل دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1512

1. محوتسلیمیم اما سجده لغزش مایه بود

2. سر خط پیشانی ما را مداد از سایه بود

3. یک نفس با مهلتی سودا نکردیم آه عمر

4. این حباب بی‌سر وپا پرتنک سرمایه بود

5. مایهٔ بالیدن ما پهلوی خود خوردنست

6. درگداز استخوان شمع شیر دایه بود

7. نالهٔ فرهاد می‌آید هنوز از بیستون

8. رونق تفسیر قرآن وفا این آیه بود

9. این شماتتهای یاران زیر چرخ امروز نیست

10. خانهٔ شطرنج تا بوده‌ست خوش همسایه بود

11. التفات نازی از مژگان سیاهی داشتیم

12. هرکجا رفتیم از خود بر سر ما سایه بود

13. محمل نازش ز صحرایی‌که بال افشان گذشت

14. گرد اگر برخاست طاووس چمن پیرایه بود

15. بید‌ل از چاک جگر چون صبح بستم نردبان

16. منظری‌کز خود برآیم با فلک هم‌پایه بود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* کس نجست از دل گم گشتهٔ ما هیچ نشان
* مو به مو هر چه سر زلف تو را شانه زدند
شعر کامل
فروغی بسطامی
* از پختگی است گر نشد آواز ما بلند
* کی از سپند سوخته گردد صدا بلند
شعر کامل
صائب تبریزی
* مرا به گور سپاری مگو وداع وداع
* که گور پرده جمعیت جنان باشد
شعر کامل
مولوی