بیدل دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2261

1. به سودای بهار جلوه‌ات عمریست‌گریانم

2. پر طاووس دامانی‌که نم چیند ز مژگانم

3. لبم از شکوه مگشا تا نریزی خون حسرت‌ها

4. خموشی پنبه‌ است امشب جراحتهای پنهانم

5. جنون‌ کو تا غبار دستگاه مشربم‌ گیرد

6. که دامنها فرو رفته‌ست در چاک گریبانم

7. گداز انفعالم مانعست از هرزه گردیها

8. به این نم یک دو دم شیرازهٔ خاک پریشانم

9. دل هر ذره رنگ خانهٔ آیینه می‌ریزد

10. به دیدار تو گر خیزد غبار از چشم حیرانم

11. چوگل هر چند فرصت غیر تعجیلم نمی‌خواهد

12. بهار عالمی طی می‌شود تا رنگ گردانم

13. کدورت بر نمی‌دارد دماغ انتظار من

14. محبت می‌دهد ساغر ز چشم پیر کنعانم

15. سببها پر فشانست از نوای ساز رسوایی

16. هم ندارم اینقدر بهر چه عریانم

17. نه من از خود طرب حاصل‌، نه غیر از وضع من خوشدل

18. همان در خانهٔ مفلس‌ فضولیهای مهمانم

19. مزاح وحشت اجزایم تسلّی بر نمی‌دارد

20. به‌گردون می‌برم چون صبح‌ گردی راکه بنشانم

21. به یک وحشت ز چندین مدعا قطع نظر کردم

22. جهان در طاق نسیان نقش بست از چین دامانم

23. ز حرف پوچ بی‌مغزان سراپا شورشم بیدل

24. ز وحشت چاره نبود همچو آتش در نیستانم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در جستجوی اهل دلی عمر ما گذشت
* جان در هوای گوهر نایاب داده ایم
شعر کامل
رهی معیری
* خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید
* دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را
شعر کامل
سعدی
* نخل تنهایی من میوه فراوان دارد
* نیست چون بی ثمران حاجت پیوند مرا
شعر کامل
صائب تبریزی