بیدل دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2396

1. تا بگذرم به صد سر و گردن ز آسمان

2. مشتی به جبهه مالم از آن خاک آستان

3. زین محفل جنون چقدر ربط می‌دهد

4. آیینه محو حیرت و تمثال پر فشان

5. غافل مشو ز ساز نیستان اعتبار

6. بی‌مغز نیست ناله کش درد استخوان

7. عرفان به‌کسب علم میسر نمی‌شود

8. از سرمه روشنی نبرد چشم سرمه‌دان

9. از سیر ریشه گیر عیار کمال تخم

10. آیینهٔ حقیقت دل نیست جز زبان

11. سرکن به کج ادایی ابنای روزگار

12. آتش مزن به راستی از طبع بدگمان

13. زبنهار از تواضع دشمن مخور فریب

14. بر شیشه ظلم سنگ جز افتادگی مدان

15. سیر شکسته رنگی ما هم غنیمت است

16. دارد شکفتنی به رگ و ربشه زعفران

17. تنزیه خواهی از در تشبیه نگذری

18. رنگست عالمی ‌که ز بو می‌دهد نشان

19. یک ناوک تو بی‌اثر موج می نبود

20. خواندیم خط ساغر از آن حلقهٔ کمان

21. ناموس آگهی چقدر عجز پرورست

22. کوه است سایهٔ مژه بر چشم پاسبان

23. آب بقای ما الم مرگ تلخ‌کرد

24. سود هوس زیان شد از اندیشهٔ زیان

25. خون خور به فقر و بار دل دوستان مباش

26. در عرض احتیاج نفس می‌شود گران

27. یوسف توان خرید به مژگان‌ گشودنی

28. آیینه باش جلوه متاعست کاروان

29. محمل به دوش اشک ازین عبرت انجمن

30. بیدل چو شمع می‌بردم چشم خونچکان


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مگوی آنچ هرگز نگفتست کس
* به مردی مکن باد را در قفس
شعر کامل
فردوسی
* فریب گریه زاهد مخور ز ساده دلی
* که دام در دل دانه است سبحه داران را
شعر کامل
صائب تبریزی
* ضعف دل دارم مسیح از نبض من بردار دست
* هست در سیب زنخدان بتان بهبود من
شعر کامل
صائب تبریزی