بیدل دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2803

1. چه معنی بیانی چه لفظ آشنایی

2. رسایی مدان تا ز خود بر نیایی

3. چو رو یابد آیینهٔ بیحیایی

4. شود جوهر آرای دندان نمایی

5. چه مقدار آرایش خنده دارد

6. کف خاک و آنگه دماغ خدایی

7. متن بر غروری‌که مانند آتش

8. روی شعله‌ای چند و خاکستر آیی

9. نفس مایه را می‌کشد لاف هستی

10. به رسوایی بی‌زر و میرزایی

11. فلک غم ندارد ز آه ضعیفان

12. چه پروا هدف را ز تیر هوایی

13. درآیینهٔ هوش ما زنگ غفلت

14. نهفته‌ست چون فسق در پارسایی

15. به درد سرتهمت سرکشیها

16. من و عافیت صندل جبهه سایی

17. چو ریزد پر و بال من از تپیدن

18. شکست قفس را شود مومیایی

19. سخن کرد توفانی انفعالم

20. شنا داد ساز مرا تر صدایی

21. قناعت ‌کند مرکز آبروبت

22. شود قطره‌گوهر به صبرآزمایی

23. اگرکشتی آسمان غرق‌گردد

24. قلندر ندارد غم ناخدایی

25. دربن انجمن غیر عبرت چه دارد

26. غرورنی‌و خجلت بوریایی

27. به هستی من وما ضروریست بید‌ل

28. نفس نیست جز مایهٔ خود ستایی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* پسته را با دهن تنگ تو نسبت کردم
* رفت در خنده ز شادی مگرش باور کرد
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* خبر ز تلخی آب بقا کسی دارد
* که همچو خضر گرفتار عمر جاویدست
شعر کامل
صائب تبریزی
* شراب اشک تلخم، چاشنی از نقل تر گیرد
* گر آن شیرین پسر، بادام چشمم در شکر گیرد
شعر کامل
حزین لاهیجی