اقبال لاهوریزبور عجم (فهرست)

شمارهٔ 61-دو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارم

1. دو عالم را توان دیدن بمینائی که من دارم

2. کجا چشمی که بیند آن تماشائی که من دارم

3. دگر دیوانه ئی آید که در شهر افکند هوئی

4. دو صد هنگامهٔ خیزد ز سودائی که من دارم

5. مخور نادان غم از تاریکی شبها که میآید

6. که چون انجم درخشد داغ سیمائی که من دارم

7. ندیم خویش میسازی مرا لیکن از آن ترسم

8. نداری تاب آن آشوب و غوغائی که من دارم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ترکی ‌که همی بر سمن از مشک نشان ‌کرد
* یک باره سمن برگ به شمشاد نهان‌کرد
شعر کامل
امیر معزی
* از چو من آزاده‌ای الفت بریدن سهل نیست
* می‌رود با چشم گریان سیل از ویرانه‌ام
شعر کامل
رهی معیری
* ای گل شوخ که در شیشه گلابت کردند
* هیچ یادت ز اسیران قفس می آید؟
شعر کامل
صائب تبریزی