اقبال لاهوریزبور عجم (فهرست)

شمارهٔ 84-از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست

1. از نوا بر من قیامت رفت و کس آگاه نیست

2. پیش محفل جز بم و زیر و مقام و راه نیست

3. در نهادم عشق با فکر بلند آمیختند

4. ناتمام جاودانم کار من چون ماه نیست

5. لب فروبند از فغان در ساز با درد فراق

6. عشق تا آهی کشد از جذب خویش آگاه نیست

7. شعله ئی میباش و خاشاکی که پیش آید بسوز

8. خاکیان را در حریم زندگانی راه نیست

9. جره شاهینی بمرغان سرا صحبت مگیر

10. خیز و بال و پر گشا پرواز تو کوتاه نیست

11. کرم شب تاب است شاعر در شبستان وجود

12. در پر و بالش فروغی گاه هست و گاه نیست

13. در غزل اقبال احوال خودی را فاش گفت

14. زانکه این نو کافر از آئین دیر آگاه نیست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* همای بر همه مرغان از آن شرف دارد
* که استخوان خورد و جانور نیازارد
شعر کامل
سعدی
* گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
* گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست
شعر کامل
مولوی
* نشاط جوانی ز پیران مجوی
* که آب روان باز ناید به جوی
شعر کامل
سعدی