فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 458

1. میبرد دل را هوا دستم تو گیر

2. پای می‌لغزد ز جا دستم تو گیر

3. پای دل در دام دنیا بند شد

4. اوفتادم در بلا دستم تو گیر

5. روز روشن در ره افتادم به چاه

6. کور گشتم از قضا دستم تو گیر

7. در ره عصیان بسر گشتم بسی

8. تا که افتادم ز پا دستم تو گیر

9. کار چون از دست شد آگه شدم

10. سر نهادم مر ترا دستم تو گیر

11. آمدم بر درگهت ای کان لطف

12. ناتوان گشتم بیا دستم تو گیر

13. بیکس و بیچاره و درمانده‌ام

14. عاجز و بی‌دست و پا دستم تو گیر

15. دست و پائی میزدم تا پای بود

16. چونکه پایم شد ز جا دستم تو گیر

17. چون تو دل را سر بصحرا دادهٔ

18. هم تو خود راهش نما دستم تو گیر

19. چنگ در لطفت زنم هر دم مباد

20. کردم از وصلت جدا دستم تو گیر

21. فیض را بیگانگان افکنده‌اند

22. ای رحیم آشنا دستم تو گیر

23. بر سر خاک رهت افتاده خار

24. یا معز الاولیا دستم تو گیر


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* پیش از تو بسی شیدا می‌جست کرامت‌ها
* چون دید رخ ساقی بفروخت کرامت را
شعر کامل
مولوی
* دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد
* که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد
شعر کامل
حافظ
* هر دانۀ اشکی که به راه تو فشاندم
* از فیض وفا، مهر گیاهی شد و برخاست
شعر کامل
حزین لاهیجی