فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 511

1. مطرب عمر این سراید در سماع

2. میروم ای عیش جویان الوداع

3. هر کرا باز است گوش هوش جان

4. میکند این نغمه از عمر استماع

5. هر که او زین نغمه باشد بهره‌ور

6. باشدش از زندگانی انتفاع

7. جان من در کارسازی سعی کن

8. دم بدم بانگ رحیل است و وداع

9. گر بحق نزدیک گردی یک وجب

10. او شود نزدیک تو بر یک ذراع

11. گر ذراعی میشوی نزدیک تو

12. او شود نزدیک تو مقدار باع

13. گر تو آهسته بسوی او روی

14. فهو للعبد للاسراع راع

15. از عبادت قرب حق تحصیل کن

16. در تقرب از فنا گیر انتفاع

17. شو ز خود فانی بحق باقی چو فیض

18. خویش را و ما سوا را کن وداع

19. بی‌شجاعت نیست کو صف بشکند

20. آنکه خود را بشکند نعم الشجاع


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* پا کشیدن مشکل است از خاک دامنگیر عشق
* هر که را چون سرو اینجا پای در گل ماندماند
شعر کامل
صائب تبریزی
* به خون تپیده ز بازوی قاتلی تن من
* که منتی است ز شمشیر او به گردن من
شعر کامل
فروغی بسطامی
* خیزید عاشقان که سوی آسمان رویم
* دیدیم این جهان را تا آن جهان رویم
شعر کامل
مولوی