فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 615

1. چشم خوش پر شعبده مست تو نازم

2. و آن غمزهٔ خونریز زبردست تو نازم

3. بستی چو گشادی گره از زلف بر ابرو

4. قربان گشاد تو شوم بست تو نازم

5. دلهای خلایق همه از پای در افتاد

6. زان شانه که بر زلف زدی دست تو نازم

7. برخواست ز جام غم و پیکان تو بنشست

8. تیری که زدی بر دل من شست تو نازم

9. از پای در افتاد هر آنکس که سری داشت

10. طرز نگه چشم سیه مست تو نازم

11. زد بر صف عشاق وصف خویش نگه داشت

12. خونریزی مژگان زبر دست تو نازم

13. کردی نگهی خفیه دل فیض ربودی

14. چشم خوش پر شعبدهٔ مست تو نازم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گرد لبت بنفشه از آن تازه و تر است
* کآب حیات می‌خورد از جویبار حسن
شعر کامل
حافظ
* حکایت لب شیرین کلام فرهاد است
* شکنج طره لیلی مقام مجنون است
شعر کامل
حافظ
* نخل بالای تو سر تا به قدم شیرین‌ست
* این چه نخل‌ست که هم نازک و هم شیرین‌ست؟
شعر کامل
هلالی جغتایی