فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 63

1. بیمار زارم دریاب دریاب

2. جز تو ندارم دریاب دریاب

3. در راه عشقت از پا فتادم

4. رحمی که زارم دریاب دریاب

5. دو از رخ تو در خاک و در خون

6. جان می سپارم دریاب دریاب

7. جان شد خیالی تن شد هلالی

8. زار و نزارم دریاب دریاب

9. با سخت جانی ابرو کمانی

10. افتاده کارم دریاب دریاب

11. شد زاشک خونین رویم منقّش

12. زیبا نگارم دریاب دریاب

13. دل شد زشوق آب بشتاب بشتاب

14. طاقت ندارم دریاب دریاب

15. شد در فراقت نامهربانا

16. از دست کارم دریاب دریاب

17. مشکل که فیضت زین غم برد جان

18. بیمار و زارم دریاب دریاب


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ندارم گر چه در خرمن پر کاهی، به این شادم
* که رزق خوشه چین باشد زبان گندمین از من
شعر کامل
صائب تبریزی
* ز بار دل به لرزیدن صنوبر راسبک سازد
* اگر در بوستان در جلوه آید سرو بالایش
شعر کامل
صائب تبریزی
* گر تو صد بار بیایی به سر کشته عشق
* چشم باشد مترصد که دگربار آیی
شعر کامل
سعدی