فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 656

1. حسن رخ مه رویان از روی تو می‌بینم

2. دلجوئی دلداران از خوی تو می‌بینم

3. هرجا که بود نوری از پرتو روی تست

4. هر جا که بود آبی از جوی تو می‌بینم

5. چشم خوش خوبان را بیمار تو می‌دانم

6. محراب دو عالم را ابروی تو می‌بینم

7. گبر و مغ و ترسا را جویای تو می‌بینم

8. روی همه عالم را واسوی تو می‌بینم

9. بلبل بگلستانها از بهر تو می‌نالد

10. بوی گل و ریحانها از بوی تو می‌بینم

11. تشویش دل درهم از زلف تو می‌دانم

12. اسباب پریشانی گیسوی تو می‌بینم

13. عاشق سر کو گردد من گرد جهان گردم

14. چون جمله عالم را من کوی تو می‌بینم

15. املاک و لطایف را چوگان تو می‌دانم

16. افلاک و عناصر را من کوی تو می‌بینم

17. اندر دل هر ذره خورشید جهان تابیست

18. من تابش آن خورشید از روی تو می‌بینم

19. این عالم فانی را هر دم ز تو، نو از نو

20. من کهنه نمی‌بینم من نوی تو می‌بینم

21. از هیچ صدائی من جز حرف تو نشنیدم

22. هیهات دل هرکس یا هوی تو می‌بینم

23. در بحر محیط عشق شد غرق وجود فیض

24. وین چشم گهر بارش واسوی تو می‌بینم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* رفته پایم به گل از پرتو چشم تر خویش
* نخل شمعم که بود ریشه من در سر خویش
شعر کامل
صائب تبریزی
* از رنگ خون دشمن و از رنگ خنجرش
* گویی همی شقایق و نیلوفر آورد
شعر کامل
امیر معزی
* تیغ تو کز خون خصم قطره‌چکان آمده
* گلشن فتح تو راست شاخ گل ارغوان
شعر کامل
محتشم کاشانی