فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 746

1. بکفافی دلا قناعت کن

2. باقی عمر صرف طاعت کن

3. خواهی ار حاصلی بدست آری

4. مزرع عمر را زراعت کن

5. هست دریای بیکران دنیا

6. بسبوئی از آن قناعت کن

7. گر متاعی خری بخر دانش

8. نقد ایام را بضاعت کن

9. تخم دانش بگیر و آب عمل

10. در زمین دلت زراعت کن

11. کوکب عمر را غروب رسید

12. تا توانیش صرف طاعت کن

13. شد قمر شق و ساعت اقتربت

14. نقد ساعات صرف ساعت کن

15. شست و شوئی بده دل و جانرا

16. خویش را قابل شفاعت کن

17. ناگهان میرسد اجل ای فیض

18. بر گهنه تا توان ضراعت کن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ملامتگوی عاشق را چه گوید مردم دانا
* که حال غرقه در دریا نداند خفته بر ساحل
شعر کامل
سعدی
* قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
* اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد
شعر کامل
سعدی
* راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
* آن جا جز آن که جان بسپارند چاره نیست
شعر کامل
حافظ