فروغی بسطامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 371

1. به دیر و حرم، فارغ از کفر و دینم

2. نه در بند آنم، نه در قید اینم

3. بهشت آیتی از رخ دل فروزش

4. سقر شعله‌ای از دم آتشینم

5. من امروز در عالم عشق شاهم

6. سپاه بلا از یسار و یمینم

7. سلیمانیم داد لعل لب او

8. جهان شد سراسر به زیر نگینم

9. چنان اشک من ریخت بر آستانش

10. که پر شد ز گوهر همه آستینم

11. چنان مضطرب حالم از چین زلفش

12. که گاهی به ماچین و گاهی به چینم

13. نظر کن که با صد هزاران کرامت

14. گرفتار آن چشم سحرآفرینم

15. تو در خنده شیرین دور زمانی

16. من از گریه فرهاد روی زمینم

17. تو در حسن لیلای خرگه نشینی

18. من از عشق مجنون صحرانشینم

19. تو از غایت دلبری، بی‌نظیری

20. من از دولت عاشقی، بی‌قرینم

21. من ار سخت بستم کمر را به مهرت

22. تو هم تنگ بستی میان را به کینم

23. رسانید عشقم به جایی فروغی

24. که فارغ ز سودای شک و یقینم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* همراه من مباش که غیرت برند خلق
* در دست مفلسی چو ببینند گوهری
شعر کامل
سعدی
* می رود عمر گرانمایه و ما غافل ازو
* وه که جز محنت و اندوه نشد حاصل ازو
شعر کامل
جامی
* آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
* اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ
شعر کامل
وحشی بافقی