فروغی بسطامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 50

1. یار بی پرده کمر بست به رسوایی ما

2. ما تماشایی او ، خلق تماشایی ما

3. قامت افروخته می‌رفت و به شوخی می‌گفت

4. که بتی چهره نیفروخت به زیبایی ما

5. او ز ما فارغ و ما طالب او در همه حال

6. خود پسندیدن او بنگر و خودرایی ما

7. قتل خود را به دم تیغ محبت دیدیم

8. گو عدو کور شو از حسرت بینایی ما

9. جان بیاسود به یک ضربت قاتل ما را

10. یعنی از عمر همین بود تن آسایی ما

11. حالیا مست و خرابیم ز کیفیت عشق

12. پس از این تا چه رسد بر سر سودایی ما

13. هر کجا جام می‌آن کودک خندان بخشد

14. باده گو پاک بشو دفتر دانایی ما

15. نقد دنیا به بهای لب ساقی دادیم

16. تا کجا صرف شود مایهٔ عقبایی ما

17. شب ما تا به قیامت نشود روز، که هست

18. پردهٔ روز قیامت شب تنهایی ما

19. مگرش زلف تو زنجیر نماید ور نه

20. در همه شهر نگنجد دل صحرایی ما

21. دل ز وصلت نتوان کند، بهل تا بکند

22. سیل هجران تو بنیاد شکیبایی ما

23. ناتوان چشم تو بر بست فروغی را دست

24. ورنه کی خاسته مردی به توانایی ما


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به جز بنفشه نروید ز خاک پاکانی
* که از طپانچهٔ عشقت کبودرخسارند
شعر کامل
فروغی بسطامی
* سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود
* که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند
شعر کامل
حافظ
* به ذوق رنگ حنا، کودکان نمی خسبند
* چه می شود، تو هم از بهر آن نگار مخسب
شعر کامل
صائب تبریزی