حافظ_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 217

1. مسلمانان مرا وقتی دلی بود

2. که با وی گفتمی گر مشکلی بود

3. به گردابی چو می‌افتادم از غم

4. به تدبیرش امید ساحلی بود

5. دلی همدرد و یاری مصلحت بین

6. که استظهار هر اهل دلی بود

7. ز من ضایع شد اندر کوی جانان

8. چه دامنگیر یا رب منزلی بود

9. هنر بی‌عیب حرمان نیست لیکن

10. ز من محرومتر کی سائلی بود

11. بر این جان پریشان رحمت آرید

12. که وقتی کاردانی کاملی بود

13. مرا تا عشق تعلیم سخن کرد

14. حدیثم نکته هر محفلی بود

15. مگو دیگر که حافظ نکته‌دان است

16. که ما دیدیم و محکم جاهلی بود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چنان با تار زلف بسته دل پیوند الفت را
* که نتوان یک سر مویش ز یکدیگر جدا کردن
شعر کامل
فروغی بسطامی
* تواضع سر رفعت افرازدت
* تکبر به خاک اندر اندازدت
شعر کامل
سعدی
* قاعدهٔ قد تو فتنه به پا کردن است
* مشغلهٔ زلف تو بستن و واکردن است
شعر کامل
فروغی بسطامی