هاتف اصفهانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 44

1. تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود

2. غم و اندوه توام در دل و جان خواهد بود

3. آخر از حسرت بالای تو ای سرو روان

4. تا کیم خون دل از دیده روان خواهد بود

5. گفتم آن روز که دیدم رخ او کاین کودک

6. آفت دین و دل پیر و جوان خواهد بود

7. رمضان میکده را بست خدا داند و بس

8. تا ز یاران که به عید رمضان خواهد بود

9. پا مکش از سر خاکم که پس از مردن هم

10. به رهت چشم امیدم نگران خواهد بود

11. هاتف این‌گونه که دارد هوس مغبچگان

12. بعد ازین معتکف دیر مغان خواهد بود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
* ترک رضای خویش کند در رضای یار
شعر کامل
سعدی
* جذبه عاشق اثر در سنگ خارا می کند
* کوهکن معشوق خود از سنگ پیدا می کند
شعر کامل
صائب تبریزی
* خواهم از تیغت پس از قتل استخوان خود قلم
* تا کنم شرح غمت بر لوح خاک خود رقم
شعر کامل
جامی