هاتف اصفهانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 61

1. گوهرفشان کن آن لب کز شوق جان فشانم

2. جان پیش آن دو لعل گوهرفشان فشانم

3. گر بی توام به دامن نقد دو کون ریزند

4. دامان بی‌نیازی بر این و آن فشانم

5. خالی نگرددم دل کز بیم او ز دیده

6. اشکی اگر فشانم باید نهان فشانم

7. آیا بود که روزی فارغ ز محنت دام

8. گرد غریبی از بال در آشیان فشانم

9. سرو روان من کو هاتف که بر سر من

10. چون پا نهد به پایش نقد روان فشانم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* جرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویش
* گر در آیینه ببینی برود دل ز برت
شعر کامل
سعدی
* طوطی از خاموشی آیینه می آید به حرف
* مهر خاموشی به لب زن تا به دل گویا شوی
شعر کامل
صائب تبریزی
* داغ هر لاله که بر سینه هامون باشد
* مهری از محضر رسوایی مجنون باشد
شعر کامل
صائب تبریزی