حزین لاهیجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 212

1. در راه محبّت، سر اگر شد قدمی هست

2. گر چشم وفا نیست، امید ستمی هست

3. شد روشنم از گوشۀ خود، سرّ دو عالم

4. آیینۀ زانوست، اگر جام جمی هست

5. می خواست رقیب از سخنم رنجه کند دل

6. دیوانه گمان داشت، به مجنون قلمی هست

7. بامن نتواندغم ایّام برآید

8. از داغ تو صحرای دلم را حشمی هست

9. از یار حزین دل و دین داده چه پرسی؟

10. پیداست که هر بتکده ای را صنمی هست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ما ازین هستی ده روزه به جان آمده ایم
* وای بر خضر که زندانی عمر ابدست
شعر کامل
صائب تبریزی
* شگفتی بگیتی ز رستم بس است
* کزو داستان بر دل هرکس است
شعر کامل
فردوسی
* بود از موی سفید امید بیداری مرا
* بالش پرگشت آن هم بهر خواب غفلتم
شعر کامل
صائب تبریزی