حزین لاهیجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 37

1. برق بگریخت نفس سوخته، از کشور ما

2. شعله گردی ست که برخاست ز خاکستر ما

3. کیست کز شعلۀ خورشید، برآرد شبنم؟

4. دل به افسانه، جدا کی شود از دلبر ما؟

5. لب اگر باز کنی، چهره اگر بنمایی

6. گل کند جنّت ما، موج زند کوثر ما

7. این که در دامن صحرای جنون می بینی

8. لاله نبود، که گل انداخته، چشم تر ما

9. زندگی بخش بود مرده دلان را چون صبح

10. مگذر از فیض صفای دم جان پرور ما

11. گریه ساکن نکند آتش ما را در عشق

12. شعله یک نیزه گذشته ست چو شمع از سر ما

13. باده از پردۀ شب، ساقی ما صاف کند

14. شفق صبح بود دُرد تَهِ ساغر ما

15. این سیاهی به سر ما، نه ز داغ است حزین

16. پرتو انداخته بر تارک ما، اختر ما


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل
* در دامنش آویز که با وی خبری هست
شعر کامل
عرفی شیرازی
* رنگین سخنان درسخن خویش نهادنند
* از نکهت خود نیست به هر حال جدا گل
شعر کامل
صائب تبریزی
* مریض مصلحت خویش را نمی داند
* به تلخ و شور طبیب زمانه قانع باش
شعر کامل
صائب تبریزی