حزین لاهیجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 40

1. زان لب شکّر فشان شوری به جان داریم ما

2. یک نیستان ناله در هر استخوان داریم ما

3. دربغل چون صبح، چاک بی رفویی بیش نیست

4. گر لباس هستی دامن فشان داریم ما

5. نیست ممکن نغمۀ شوقی به کام دل زدن

6. در قفس تا خار خار آشیان داریم ما

7. تار و پود مخمل هستی بساط غفلتی ست

8. از سر هر مو، رگ خواب گران داریم ما

9. چهره، ای خورشید سیمالمحه ای از ما مپوش

10. شبنم آسا یک نگاه ناتوان داریم ما

11. تا نفس باقی ست از مهر و وفا خواهیم گفت

12. این نصیحت را ز یار مهربان داریم ما

13. دامن آلودۀ ما را حزین از کف مده

14. خرقه از پیر خرابات مغان داریم ما


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بس که زاهد به ریا سبحۀ صد دانه شمرد
* در همه شهر بدین شیوه شد انگشت نما
شعر کامل
جامی
* از صحبت مردم دل ناشاد گریزد
* چون آهوی وحشی که ز صیاد گریزد
شعر کامل
رهی معیری
* چو درخت قامتش دید صبا به هم برآمد
* ز چمن نرست سروی که ز بیخ برنکندش
شعر کامل
سعدی