حزین لاهیجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 490

1. خوشا دمی که مرا دیده از غبار برآید

2. ز گرد هستیم آن نازنین سوار برآید

3. همین بس است که خود چاک می زنم به گریبان

4. ز دست کوته ما بیش ازین چه کار برآید؟

5. ز سرگذشته، به راهت نشسته ایم که تا کی

6. نگه به عربده، زان چشم میگسار برآید

7. بغیر از اینکه به سرگشتگی جهان به سر آری

8. دگر چه کام دل از دور روزگار برآید؟

9. چه آتشی ست حزین، این که در جگر زده عشقت؟

10. به یک صفير تو، دود از دل بهار برآید


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* کمال است در نفس انسان سخن
* تو خود را به گفتار ناقص مکن
شعر کامل
سعدی
* چه سخن کرد به چشم و چه شکر گفت ز لب؟
* که رواج شکر و قیمت بادام برفت
شعر کامل
اوحدی
* دوش به خواب دیده‌ام روی ندیدهٔ تو را
* وز مژه آب داده‌ام باغ نچیدهٔ تو را
شعر کامل
فروغی بسطامی