حزین لاهیجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 583

1. سالک، ز سراغ ره مقصود خمش باش

2. هر سنگ نشان، سنگ ره توست بهش باش

3. با ساقی قسمت نتوان عربده انگیخت

4. چون گل همه دم، کاسۀ خون می کش و خوش باش

5. بر بند زبان، گوش سخندان چونیابی

6. جایی که خرد پرده شنو نیست، خمش باش

7. در عهد تو خونی که بریزد، دیتش نیست

8. مجنون شدۀ عشق تو گو عاقله کش باش

9. می نوش حزین و شکرین نکته فرو ریز

10. گو سرکه جبین زاهد، ازین شیوه ترش باش


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هرکه از پوست در آغاز نیامد بیرون
* همچو بادام نپیوست به قند آخر کار
شعر کامل
صائب تبریزی
* به فلک می‌رسد از روی چو خورشید تو نور
* قل هو الله احد چشم بد از روی تو دور
شعر کامل
سعدی
* اگر به شربت شمشیر او سری داری
* حریف ضربت آن بازوان سیمین باش
شعر کامل
فروغی بسطامی