حزین لاهیجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 759

1. از اشک لاله رنگ گلی در کنار کن

2. شاخ خزان رسیدۀ خود را بهار کن

3. مگذار رزق خاک شود مشت خون من

4. ای شوخ سرگران، کف پایی نگار کن

5. از ساغر کرام نصیبی ست خاک را

6. ته جرعه ای به کار من خاکسار کن

7. از کار دل به عشق گره باز می شود

8. این دانۀ سپند به آتش نثار کن

9. بی طاقتی کمال دهد کار عشق را

10. اول به غمزه غارت صبر و قرار کن

11. دیوانه را ز بند، شکوه دگر بود

12. دل را اسیر سلسلۀ تابدار کن

13. همچون سبو به جرعه، میم در گلو مریز

14. میخانه را به کام من میگسار کن

15. خالی کفت ز دامن مطلب حزین چراست؟

16. دستی چو شانه، در شکن زلف یار کن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به شب در باغ گویی گل چراغ باغبانستی
* ستاک نسترن گویی بت لاغر میانستی
شعر کامل
فرخی سیستانی
* از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد
* وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف
شعر کامل
حافظ
* یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت
* یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
شعر کامل
مولوی