جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1147

1. نه نگاری که دل و جان به غمش یار کنم

2. عشق او هرچه کند حکم به آن کار کنم

3. روز من چون شود از گردش گردون شبِ تار

4. از فروغ رخ او شمع شبِ تار کنم

5. نه رفیقی که ز اخلاق پسندیدۀ او

6. مرهم سینۀ ریش و دل افگار کنم

7. نه حریفی که در آرد ز درم ساغر می

8. تا به آن کسب نشاط دل غمخوار کنم

9. نه ندیمی که چو دریای دلش موج زند

10. گوش جان را صدف لؤلؤ شهوار کنم

11. به از آن نیست که در گوشۀ ویرانۀ خویش

12. پا به دامن کشم و روی به دیوار کنم

13. جامی آسا چو دهد وحشت تنهایی روی

14. مونس طبع خود از دفتر اشعار کنم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
* دردم از توست دوا از تو چرا نتوان کرد
شعر کامل
هاتف اصفهانی
* مستمع صاحب سخن را بر سر کار آورد
* غنچه خاموش بلبل را به گفتار آورد
شعر کامل
صائب تبریزی
* کی توانستی ز شور عندلیبان خواب کرد؟
* از شکوفه گر نبودی پنبه در گوش بهار
شعر کامل
صائب تبریزی