جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1312

1. تو آن مهی که برد خجلت آفتاب از تو

2. تو آن گلی که شود غنچه در نقاب از تو

3. دلم که عشق برو صد درِ بلا بگشاد

4. رخ امید نتابد به هیچ باب از تو

5. همیشه عادت شاهان بود عمارت مُلک

6. چه حکمتست که شد مُلکِ دل خراب از تو

7. عنان صبر شد از کف درین هوس که گهی

8. رسم به دولت پابوس چون رکاب از تو

9. مکن شتاب به رفتن که می رود جانم

10. اگرچه عمری و نبود عجب شتاب از تو

11. به هر سلام مکن رنجه در جواب آن لب

12. که صد سلام مرا بس یکی جواب از تو

13. چو قتل جامیِ مسکین ثواب می دانی

14. چنان مکن که شود فوت این ثواب از تو


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* از سهی سرو که در راستیش همتا نیست
* صفت قامت دلجوی شما می‌شنوم
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* غیر حق را می دهی ره در حریم دل چرا؟
* می کشی بر صفحه هستی خط باطل چرا
شعر کامل
صائب تبریزی
* سیلی از گریهٔ من خاست ولی می‌ترسم
* که بلایی رسد آن سرو سهی بالا را
شعر کامل
فروغی بسطامی