جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1552

1. نازنینا زنیاز شبم آگاه تویی

2. واقف آه و دمِ سرد سحرگاه تویی

3. ماه را اینهمه آیین شب افروزی چیست

4. گرنه بنموده رخ از آینۀ ماه تویی

5. بود دلخواه مصوّر که کشد نقش مَلِک

6. نقش انگیخته بر موجب دلخواه تویی

7. برشکن انجمن انجم و مه را کامروز

8. آفتاب فلکِ منزلت و جاه تویی

9. با تو در مُلک ملاحت نسزد شاه دگر

10. خوش بر آن رخش که هرجا که روی شاه تویی

11. در ره عشق تو جز محنت و غم نیست ولی

12. چه غم از محنت راه است چو همراه تویی

13. حاجت قبلۀ صورت نبود جامی را

14. قبلۀ حاجتش المنّة لله تویی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چو فندق دهان از سخن بسته بود
* نه چون ما لب از خنده چون پسته بود
شعر کامل
سعدی
* جهان آرمیده ز دست بدی
* شده آشکارا ره ایزدی
شعر کامل
فردوسی
* نفسی بیا و بنشین سخنی بگوی و بشنو
* که قیامتست چندان سخن از دهان خندان
شعر کامل
سعدی