جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 60

1. رحمی بده خدایا آن سنگ دل جوان را

2. یاطاقتی و صبری این پیرِ ناتوان را

3. بختم جوان و عقلم پیر ست لیک عشقش

4. آورده زیر فرمان هم پیر و هم جوان را

5. گر زرد شد گیاهی در خشکسال هجران

6. پژمردگی مبادا آن تازه ارغوان را

7. خون می رود ز چشمم آن بخت کو که بینم

8. سروی نشسته بر لب این چشمۀ روان را

9. زاهد به کُنج محراب آورده روی طاعت

10. عاشق گرفته قبله آن طاق ابروان را

11. محمل مبند امروز ای ساربان جانان

12. کز آب چشم ما شد ره بسته کاروان را

13. جامی ز عشق خوبان گر گفت توبه کردم

14. این نکته بشنو از من زنهار مشنو آن را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* پند پیرانه دهد واعظ شهرم لیکن
* من نه آنم که دگر پند کسی بپذیرم
شعر کامل
حافظ
* برادران و بزرگان نصیحتم مکنید
* که اختیار من از دست رفت و تیر از شست
شعر کامل
سعدی
* ما قصهٔ سکندر و دارا نخوانده‌ایم
* از ما به جز حکایت مهر و وفا مپرس
شعر کامل
حافظ