جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 645

1. تا صبا طرّۀ شبرنگ ترا برهم زد

2. روزگارِ دل آسودۀ ما برهم زد

3. شاخ های گل و نسرین، چو به خوبی کردند

4. با تو دعوی همه را باد صبا برهم زد

5. درد ما را نشد امید دوا گرچه طبيب

6. دفترِ خویش بسی بهر دوا برهم زد

7. چشم سیّار جهان مثل ندیدت هرچند

8. نسخۀ چهره گشایانِ ختا برهم زد

9. صد سبب ساخته بودیم پیِ وصل تو لیک

10. هرچه ما ساخته بودیم قضا برهم زد

11. بر صف دُردکشان محتسب شهر گذشت

12. سلک جمعیتِ اربابِ صفا برهم زد

13. جامی آن سرو جز اوصاف رخ خویش نیافت

14. گرچه صدره چو گل اوراق مرا برهم زد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز سروقد دلجویت مکن محروم چشمم را
* بدین سرچشمه‌اش بنشان که خوش آبی روان دارد
شعر کامل
حافظ
* بر حسن زود سیر بهار اعتماد نیست
* شبنم به روی گل به امانت نشسته است
شعر کامل
صائب تبریزی
* در چمن هر دم که چون عرعر خرامان می‌شدی
* خنده بر بالای سرو بوستان می‌آمدت
شعر کامل
خواجوی کرمانی