جامی_دیوانقطعه ها (فهرست)

قطعه شمارۀ 116

1. سفله ای می خواست عذر عارفی کز آمدن

2. سوی تو مانع مرا اشغال گوناگون بود

3. گفت خامش کن که گر سویم نیاید چون تویی

4. منّت ناآمدن از آمدن افزون بود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هرزه گو را خامش از تقریر کردن مشکل است
* شعله را از ژاژخایی سیر کردن مشکل است
شعر کامل
صائب تبریزی
* به زه کن کمان را و این چوب گز
* بدین گونه پرورده در آب رز
شعر کامل
فردوسی
* لبش ندانم و خدش چگونه وصف کنم
* که این چو دانهٔ نارست و آن چو شعلهٔ نار
شعر کامل
سعدی