جامی_دیوانقطعه ها (فهرست)

قطعه شمارۀ 116

1. سفله ای می خواست عذر عارفی کز آمدن

2. سوی تو مانع مرا اشغال گوناگون بود

3. گفت خامش کن که گر سویم نیاید چون تویی

4. منّت ناآمدن از آمدن افزون بود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
* تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
شعر کامل
سعدی
* به مشکین کمند اندرآویخت چنگ
* به فندق‌گلان را بخون داد رنگ
شعر کامل
فردوسی
* مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی
* که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت
شعر کامل
سعدی