کمال‌الدین اسماعیل_دیوانقطعه ها (فهرست)

شمارهٔ 114 - ایضا له

1. ای صدر روزگار به عهد تو روزگار

2. خون دلم بشادی هر خس چه می خورد ؟

3. روزی ز روی لطف نگویی که خود فلان

4. در حالتی چنین خود رده کس چه می خورد؟

5. از خورد چونکه جانوران را گزیز نیست

6. دانم که نیست جان مقدّس ، چه می خورد؟

7. از ما نیافت هیچ و کسی دیگرش نداد

8. و او خود نداشت دستگهی ، پس چه می خورد؟


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بامداد آن لعبت خوش لب ز بهر بوی خوش
* چون گلاب پارسی بر زلف مشک‌آگین زند
شعر کامل
امیر معزی
* چنین است کردار گردون پیر
* گهی چون کمانست و گاهی چو تیر
شعر کامل
فردوسی
* گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدی
* درد عشقست ندانم که چه درمان سازم
شعر کامل
سعدی