کمال‌الدین اسماعیل_دیوانقطعه ها (فهرست)

شمارهٔ 213 - وله ایضا

1. ای نکرده بعهد خویش از بخل

2. شکم یک گرسنه از نان سیر

3. زین تغابن که نان همی خاید

4. بینمت سال و مه ز دندان سیر

5. هر گرسنه که از تو نان طلبد

6. میرد از نان گرسنه وز جان سیر

7. افگنی خون چو پسته در دل آنک

8. دهن او کنی زبریان سیر

9. در کشد سفره ات از و دامن

10. روی نانت ندیده مهمان سیر

11. بس که خوان طعام گستردی

12. کار زوها شدند از آن خوان سیر

13. به سفر میروی برو که شدند

14. از وجودت همه سپاهان سیر

15. اجل و چاه و گرگ در راهند

16. رو ببین روی خویش و یاران سیر

17. کسی ز پهلوی تو نخورد مگر

18. بخورد شیر در بیابان سیر

19. رو به آب سیاه تا بخورند

20. قحبه یی چند نان و حمدان شیر


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* اگر از سرو قدان مهر طمع می‌داری
* از بن زهر گیا مهر گیاه می‌طلبی
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* فروغ عاریت با نور ذاتی برنمی آید
* که روز ابرباشد از شب مهتاب روشنتر
شعر کامل
صائب تبریزی
* چو فندق دهان از سخن بسته بود
* نه چون ما لب از خنده چون پسته بود
شعر کامل
سعدی